خدا جانم خداي مهربانم
ديشب تو را به اسماء ات خوانديم ، به اسماء كريمه ات به آن نامها كه تو خود يادمان دادي ...
خداجانم در تمام آن لحظه ها در تمام آن دقايق و ثانيه ها كه نام مبارك تو بر لبان جمع ثناگويانت جاري بود به تو مي انديشيدم به آن لحظه هاي ناب حضور در كنار خانه مقدست كه آرام راهم گشودي و كنار پرده نوازشگرت ايستادم ودر گوشت نجوا كردم ...
ديشب در تمامي دقايق كه نامهاي مباركت را مي خواندند ...
يا حبيب من لا حبيب له اي دوست آنكه دوستي ندارد ... اي نجات بخش آنكه نجات بخشي ندارد ... اي آنكه مي گرياند و مي خنداند ... اي اميد انكه اميدي ندارد ... اي پناه آنكه پناهي ندارد ... اي طبيب انكه طبيبي ندارد ... اي پناه بخش ... اي ياري رسان ... اي كريم ...اي مهربان ... اي پذيرنده...
مهربان من ، لطيف ترين و زيباترين من
عمق مهرت را در ابعاد وجودي خودم ، در جوار خانه مقدست ديدم ، ديدم چگونه مهمان نوازي ... ديدم چكونه غريب نوازي ... ديدم چگونه مهربي پايانت بر قهرت چيره مي شود ...آه كه چه خوش لحظاتي بود ...ديشب بياد تو و خانه نيكت صفاتت را خواندم ...
ستوده باد خدايي كه خلف وعده نكند
ستوده باد خدايي كه در قول و فعلش تاخير نورزد
ستوده باد خدايي كه زبان گوناگون بندگانش اورا به حيراني نكشد
ستوده باد خدايي كه خواسته بنده اي اورا از خواست مخلوقي ديگر غافل نكند
ستوده باد خدايي كه كمي و كاستي نپذيرد
ستوه باد خدايي كه حمد و ثناي بندگان نه چيزي بر كبرايي اش بيفزايد و نه فراموشي و كاهلي بندگان كبرايي اش را مخدوش كند
ستوده باد خدايي كه اوصاف رحمتش در كلام نگنجد
ستوده باد خدايي كه تنها خود مي داند كه كيست ...
تو را به حق آن نامها كه خوانديمت و به حق آن لحظه ها كه بر گرد خانه ات گشتم و با زبان نيك مردانت حديث دل گفتم ؛
ايمانم را به كامل ترين ايمان و يقينم را به رحمتت به كامل ترين يقين و عملم را به شايسته ترين عمل برسان
و در همه حال و بر من و آنان كه بهتر از جان دوستشان دارم ؛ حافظ باش . حافظ بر فعل و گفتارمان و حافظ بر آنچه را كه برمي گزينيم و هدايتمان كن به بهترين راه و شايسته ترين عمل ...
و ما در برابر انان كه در مسيرمان قرار مي دهي نيك كردار و نيك گفتار و نيك صفت و آنان را كه در مسير راه ما مي نهي به تمامي نيك و شايسته بگردان...
ما را در سلاله پاكان قرار ده و هميشه و در همه حال همنشين مردان و زنان نيك ...
مهربان بنده نواز من
اندوهم را بتو مي سپارم ... ترديد و دل نگراني ام را به تو مي سپارم ... ترس ها و واهمه هايم را بتو مي سپارم ... هر آنچه را كه مثل مني را مي لرزاند ، بتو مي سپارم و در نهايت
زندگي ام را بتو مي سپارم كه تو بينا و شنوا به بندگاني ...
بتو پناه مي آورم كه تو پناهگاه تمامي بي پناهاني ...

